جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
367
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
كاروانسراهاى ممتاز در ته اين سكو درى به حجرهء داخلى است كه براى خواب در شبهاى زمستان است . در عقب اين حجرهها تا حد ديوار خارجى اصطبل طويل و گرم و تاريك براى چهارپايان است و درهائى كه در هر گوشهء محوطه است به طويله راه دارد . اين شرح كاروانسراى معمولى ايرانى است . بعضى از آنها كه اصلاح و بهتر شده و نوساز است مثل كاروانسراى برازجان در حدود خليج فارس تا آنجا كه من ديدهام بهترين كاروانسرا در ايران است و چند اطاق فوقانى براى سكونت افرادى كه حال و مقام وافى دارند ساخته شده است ، اما معمولا جريان كار كاروانسرا در ايران بر قاعدهء دموكراسى مبتنى است . كاروان شتر در شب - شايد شگفتترين و پايدارترين خاطرهء غيرعادى كه هر مسافر از اين قبيل سفرها در مشرق زمين همراه خواهد آورد ياد كاروان شتر است كه در ظلمات شب از دور صداى زنگ سنگين با آهنگ محزون و پىدرپى و يكنواخت به گوش مىرسد و رفتهرفته نزديكتر و قوىتر مىشود و گاهى با صداى زنگهاى كوچكتر كه علامت آخرين دستهء كاروان است همآهنگ مىگردد كه زنگ بزرگ نشانهء مشخص و علامت مختص شتر پيشآهنگ است ، ولى هرچه صدا نزديكتر و رساتر مىشود باز همان صداى درهم و برهمى است كه ناگهانى و بىخبر هيكل قافلهسالار از درون تاريكى مانند شبح كشتى ظاهر مىشود و كاروان با صداى خفيف برخورد اسفنجساى پاى شتران به شن نرم بيابان آهسته و آرام در دل ظلمت شب فرو مىرود . جنبهء شاعرانهء اضداد - چه شگفتانگيز و چشمگير است تضادهاى كيفيت مسافرت در مشرق زمين با همهء حركات و آثار زندگى كه در كشور ماست . در اينجا صحبت از چرخهاى سنگين و رفتوآمد واگون چوب و الوار بين ايستگاه و كشتزار است . اين ارابههاى سريع و دستگاههاى تندرو بر سنگ فرش شرق امكان سرعت ندارند . دريغا كه اصلا جادهاى در ميان نيست تا ارابه يا واگونى در كار باشد . بامهاى كاهپوش تميز و خانههاى نيك آراسته ييلاقى و كوچههاى پاكيزه و پرچين -